ارزشگذاری سهام یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات در حوزه حسابداری و مالی است. در دهههای گذشته، ارزش شرکتها عمدتاً بر اساس داراییهای مشهود و اطلاعات تاریخی صورتهای مالی تعیین میشد. با این حال، رشد شرکتهای مبتنی بر دانش، فناوری و برند باعث شده است که بخش قابلتوجهی از ارزش بازار سهام، ناشی از داراییهایی باشد که در صورتهای مالی بهطور کامل شناسایی نمیشوند. این موضوع موجب ایجاد فاصله معنادار میان ارزش دفتری و ارزش بازار سهام شرکتها شده است. از این رو، بررسی نقش داراییهای نامشهود، بهویژه سرقفلی و برند، در فرآیند ارزشگذاری سهام ضروری به نظر میرسد. که هدف آن تعیین ارزش اقتصادی منصفانه هر سهم با در نظر گرفتن کلیه منابع ایجاد ارزش در شرکت است. در اقتصاد نوین، اتکای صرف بر داراییهای مشهود پاسخگوی تفاوت میان ارزش دفتری و ارزش بازار شرکتها نیست. داراییهای نامشهود بهویژه سرقفلی و برند، سهم قابلتوجهی در ارزشگذاری سهام ایفا میکنند و نادیده گرفتن آنها منجر به برآورد نادرست ارزش سهام میشود.
در اقتصاد سنتی، داراییهای مشهود نظیر زمین، ساختمان و ماشینآلات، مهمترین منابع ایجاد ارزش تلقی میشدند. با این حال، در اقتصاد دانشمحور امروزی، داراییهای نامشهود نظیر برند، دانش فنی، روابط با مشتریان و سرمایه انسانی نقش تعیینکنندهای در ارزش بازار شرکتها ایفا میکنند. تفاوت معنادار میان ارزش دفتری و ارزش بازار بسیاری از شرکتها، بیانگر اهمیت این داراییها و لزوم توجه به آنها در فرآیند ارزشگذاری است.
مبانی نظری ارزشگذاری سهام
ارزشگذاری سهام فرآیندی است که طی آن ارزش ذاتی هر سهم بر اساس توان اقتصادی شرکت تعیین میشود. رویکردهای متداول ارزشگذاری شامل رویکرد درآمدی، رویکرد بازار و رویکرد داراییمحور هستند. در رویکرد داراییمحور، ارزش سهام بر اساس ارزش منصفانه داراییها پس از کسر بدهیها محاسبه میشود. این رویکرد بهویژه در شرکتهای داراییمحور، شرکتهای در آستانه انحلال و موارد ادغام و تملک کاربرد گستردهای دارد.
داراییهای مشهود و نقش آنها در ارزشگذاری سهام
داراییهای مشهود شامل داراییهایی با ماهیت فیزیکی و قابل مشاهده هستند که اندازهگیری آنها از قابلیت اتکای بالاتری برخوردار است. این داراییها شامل زمین و ساختمان، ماشینآلات، تجهیزات، موجودی کالا و وجه نقد میباشند. در ارزشگذاری سهام، استفاده از ارزش منصفانه داراییهای مشهود نسبت به ارزش دفتری تاریخی، اطلاعات مربوطتری درباره توان اقتصادی شرکت ارائه میدهد. با این حال، داراییهای مشهود بهتنهایی قادر به توضیح ارزش بازار سهام نیستند.
داراییهای نامشهود در ارزشگذاری سهام
داراییهای نامشهود داراییهایی فاقد ماهیت فیزیکی هستند که منافع اقتصادی آتی برای شرکت ایجاد میکنند. طبق استانداردهای بینالمللی گزارشگری مالی، این داراییها باید قابل شناسایی و قابل تفکیک باشند. داراییهایی نظیر علائم تجاری، نرمافزارها، دانش فنی و روابط با مشتریان از جمله مهمترین داراییهای نامشهود بهشمار میروند. این داراییها نقش مهمی در ایجاد مزیت رقابتی و افزایش ارزش بازار سهام ایفا میکنند، هرچند شناسایی آنها در صورتهای مالی با محدودیتهایی همراه است.
سرقفلی و تأثیر آن بر ارزش سهام
سرقفلی بیانگر مازاد ارزش پرداختی برای تحصیل یک شرکت نسبت به خالص ارزش منصفانه داراییها و بدهیهای قابل شناسایی آن است. سرقفلی منعکسکننده عواملی نظیر شهرت تجاری، کیفیت مدیریت، همافزایی عملیاتی و مزیت رقابتی پایدار است. بر اساس استاندارد IAS 36، سرقفلی مستهلک نمیشود، بلکه سالانه مورد آزمون کاهش ارزش قرار میگیرد. وجود سرقفلی بیانگر آن است که ارزش اقتصادی شرکت فراتر از مجموع داراییهای قابل شناسایی آن بوده و این امر تأثیر مستقیمی بر ارزش سهام دارد.
برند بهعنوان دارایی نامشهود کلیدی
برند یکی از مهمترین داراییهای نامشهود شرکتها محسوب میشود که میتواند از طریق افزایش وفاداری مشتریان، کاهش ریسک جریانهای نقدی و ایجاد قدرت قیمتگذاری، ارزش سهام را افزایش دهد. ارزشگذاری برند معمولاً با استفاده از رویکرد درآمدی، بهویژه روش حقالامتیاز فرضی، انجام میشود. در این روش، ارزش برند برابر با ارزش فعلی صرفهجویی ناشی از عدم پرداخت حقالامتیاز به اشخاص ثالث در نظر گرفته میشود.
فرآیند ارزشگذاری سهام بر مبنای داراییها
در ارزشگذاری سهام با رویکرد داراییمحور، ابتدا ارزش منصفانه کلیه داراییهای مشهود و نامشهود برآورد میشود. سپس بدهیهای شرکت از این مبلغ کسر شده و ارزش خالص داراییها (NAV) بهدست میآید. در صورت وجود مازاد ارزش اقتصادی، سرقفلی به NAV افزوده میشود. در نهایت، ارزش ذاتی هر سهم از تقسیم ارزش حقوق صاحبان سهام بر تعداد سهام منتشره محاسبه میگردد.
انواع داراییها در ارزشگذاری شرکت
داراییهای مشهود (Tangible Assets)
داراییهایی که ماهیت فیزیکی دارند و قابل مشاهده و اندازهگیری هستند، مانند:
- زمین و ساختمان
- ماشینآلات و تجهیزات
- موجودی کالا
- سرمایهگذاریهای مالی
- وجه نقد
مبنای ارزشگذاری:
- ارزش دفتری تعدیلشده
- ارزش منصفانه (Fair Value)
- ارزش جایگزینی (Replacement Cost)
داراییهای نامشهود (Intangible Assets)
داراییهایی فاقد ماهیت فیزیکی اما دارای منافع اقتصادی آتی:
- حق اختراع و علائم تجاری
- نرمافزارها
- دانش فنی
- قراردادها و مجوزها
- روابط با مشتریان
ویژگی مهم:
قابل شناسایی و تفکیک از سرقفلی هستند.
سرقفلی (Goodwill)
سرقفلی مازاد ارزش بازار شرکت نسبت به خالص ارزش منصفانه داراییهای قابل شناسایی است.
اجزای سرقفلی:
- شهرت تجاری
- کیفیت مدیریت
- مزیت رقابتی
- همافزایی (Synergy)
- وفاداری مشتریان
نکته حسابداری:
طبق IFRS و IAS 36، سرقفلی استهلاک نمیشود اما سالانه تست کاهش ارزش دارد.
برند (Brand) بهعنوان دارایی نامشهود کلیدی
جایگاه برند:
- بخشی از داراییهای نامشهود شناساییشده باشد
- یا در قالب سرقفلی منعکس شود (در صورت عدم تفکیک)
روشهای ارزشگذاری برند
رویکرد مبتنی بر درآمد (Income Approach)
الف) روش حقالامتیاز فرضی (Relief from Royalty)
ارزش برند برابر است با ارزش فعلی حقالامتیازی که شرکت در صورت عدم مالکیت برند میپرداخت.
ب) جریان نقدی افزایشی
بررسی تفاوت جریان نقدی شرکت با برند و بدون برند
رویکرد بازار (Market Approach)
- مقایسه با برندهای مشابه معاملهشده در بازار
- محدودیت: کمبود اطلاعات شفاف
رویکرد بهای تمامشده (Cost Approach)
- مبنای هزینه ایجاد یا جایگزینی برند
- ضعف: عدم انعکاس ارزش اقتصادی واقعی
ارزشگذاری شرکت با رویکرد داراییمحور (Asset-Based Valuation)
- شناسایی کلیه داراییهای مشهود و نامشهود
- تعیین ارزش منصفانه هر دارایی
- کسر بدهیها
- شناسایی سرقفلی در صورت وجود مازاد ارزش
مقایسه رویکرد داراییمحور با سایر رویکردها
| رویکرد |
تمرکز |
کاربرد |
| داراییمحور |
داراییها |
شرکتهای داراییمحور |
| درآمدمحور |
جریان نقدی |
شرکتهای عملیاتی |
| بازارمحور |
مقایسهای |
بازارهای شفاف |
کاربردهای عملی ارزشگذاری داراییهای نامشهود و برند
- ادغام و تملک (M&A)
- گزارشگری مالی
- وثیقهگذاری
- حل اختلافات حقوقی
- جذب سرمایهگذار
ارزشگذاری شرکتها با تأکید بر داراییهای مشهود، نامشهود، سرقفلی و برند
مفهوم ارزشگذاری شرکت
ارزشگذاری شرکت فرآیندی برای برآورد ارزش اقتصادی واحد تجاری است که در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری، ادغام و تملک، گزارشگری مالی و دعاوی حقوقی کاربرد دارد.
داراییهای مشهود
داراییهایی با ماهیت فیزیکی و قابل مشاهده:
- زمین و ساختمان
- ماشینآلات و تجهیزات
- موجودی کالا
- وجه نقد
مبنای ارزشگذاری:
- ارزش دفتری تعدیلشده
- ارزش منصفانه
- ارزش جایگزینی
داراییهای نامشهود
داراییهای فاقد ماهیت فیزیکی اما دارای منافع اقتصادی آتی:
- علائم تجاری و حق اختراع
- نرمافزار و دانش فنی
- روابط با مشتریان
ویژگی:
قابل شناسایی و تفکیک از سرقفلی هستند (طبق IFRS).
سرقفلی (Goodwill)
سرقفلی بیانگر مازاد ارزش بازار شرکت نسبت به خالص ارزش منصفانه داراییهای قابل شناسایی است.
عوامل تشکیلدهنده:
- شهرت تجاری
- مزیت رقابتی
- کیفیت مدیریت
- همافزایی
طبق استانداردهای بینالمللی: سرقفلی استهلاک نمیشود و مشمول تست کاهش ارزش است.
برند بهعنوان دارایی نامشهود استراتژیک
برند یکی از مهمترین منابع خلق ارزش است که:
- میتواند بهطور مستقل شناسایی شود
- یا در قالب سرقفلی منعکس گردد
روشهای ارزشگذاری برند
رویکرد درآمدی (مهمترین):
- روش حقالامتیاز فرضی (Relief from Royalty)
رویکرد بازار:
رویکرد بهای تمامشده:
- هزینه ایجاد یا جایگزینی برند
رویکرد داراییمحور در ارزشگذاری شرکت
- در این رویکرد، ارزش شرکت برابر است با:
کاربرد: شرکتهای داراییمحور، ورشکستگی، انحلال
مقایسه با سایر رویکردها
- رویکرد داراییمحور → تمرکز بر داراییها
- رویکرد درآمدمحور → تمرکز بر جریانهای نقدی
- رویکرد بازارمحور → تمرکز بر قیمتهای مقایسهای
در عمل، استفاده ترکیبی توصیه میشود.
داراییهای مشهود و نقش آنها در ارزشگذاری
داراییهای مشهود شامل داراییهایی با ماهیت فیزیکی و قابل مشاهده هستند که معمولاً شناسایی و اندازهگیری آنها در حسابداری با سهولت بیشتری همراه است. این داراییها شامل زمین و ساختمان، ماشینآلات، تجهیزات، موجودی کالا و وجه نقد میباشند.
در ارزشگذاری شرکتها، داراییهای مشهود معمولاً بر اساس ارزش دفتری تعدیلشده، ارزش جایگزینی یا ارزش منصفانه اندازهگیری میشوند. اگرچه این داراییها پایه اولیه ارزش شرکت را تشکیل میدهند، اما بهتنهایی قادر به توضیح ارزش اقتصادی کامل شرکت نیستند.
داراییهای نامشهود
داراییهای نامشهود داراییهایی فاقد ماهیت فیزیکی هستند که منافع اقتصادی آتی برای شرکت ایجاد میکنند. طبق استانداردهای بینالمللی گزارشگری مالی (IFRS)، این داراییها باید قابل شناسایی و قابل تفکیک باشند. از جمله مهمترین داراییهای نامشهود میتوان به علائم تجاری، حق اختراع، نرمافزارها، دانش فنی و روابط با مشتریان اشاره کرد.
با وجود اهمیت بالای این داراییها، شناسایی آنها در صورتهای مالی با محدودیتهایی مواجه است و بسیاری از آنها تنها در زمان ترکیب تجاری شناسایی میشوند.
سرقفلی (Goodwill)
سرقفلی بیانگر مازاد ارزش پرداختی برای تحصیل یک واحد تجاری نسبت به خالص ارزش منصفانه داراییها و بدهیهای قابل شناسایی آن است. سرقفلی منعکسکننده عواملی نظیر شهرت تجاری، کیفیت مدیریت، مزیت رقابتی و همافزاییهای آتی میباشد.
بر اساس استاندارد IAS 36، سرقفلی مستهلک نمیشود، بلکه بهصورت سالانه تحت آزمون کاهش ارزش قرار میگیرد. این موضوع نشاندهنده ماهیت خاص سرقفلی و نقش آن در ارزشگذاری شرکتها است.
برند بهعنوان دارایی نامشهود استراتژیک
برند یکی از مهمترین داراییهای نامشهود شرکتها محسوب میشود که میتواند موجب افزایش وفاداری مشتریان، قدرت قیمتگذاری و مزیت رقابتی پایدار شود. برند ممکن است بهطور مستقل شناسایی و ارزشگذاری شود یا در صورت عدم تفکیک، در قالب سرقفلی منعکس گردد.
روشهای متعددی برای ارزشگذاری برند وجود دارد که رویکرد درآمدی، بهویژه روش حقالامتیاز فرضی، از کاربرد بیشتری برخوردار است.
رویکرد داراییمحور در ارزشگذاری شرکت
در رویکرد داراییمحور، ارزش شرکت برابر با ارزش منصفانه داراییها پس از کسر بدهیها و با لحاظ سرقفلی است. این رویکرد بیشتر در شرکتهای داراییمحور، موارد انحلال یا ورشکستگی کاربرد دارد.
با این حال، اتکای صرف بر این رویکرد ممکن است منجر به نادیده گرفتن ظرفیتهای سودآوری و ارزش اقتصادی داراییهای نامشهود شود.
قیمتگذاری سهام پس از ارزشگذاری بر پایه داراییها
تفکیک دو مفهوم کلیدی
ابتدا باید تفاوت این دو مفهوم روشن باشد:
- ارزشگذاری (Valuation): برآورد ارزش اقتصادی واقعی شرکت
- قیمتگذاری سهام (Pricing): تعیین قیمت هر سهم برای عرضه، معامله یا تصمیم سرمایهگذاری
قیمت سهام بر اساس ارزش شرکت تعیین میشود، اما لزوماً برابر با آن نیست.
مرحله اول: محاسبه ارزش خالص داراییها (NAV)
- پس از ارزشگذاری داراییها (مشهود + نامشهود):
- اگر سرقفلی و برند شناسایی شده باشند، در NAV لحاظ میشوند.
مرحله دوم: تعیین ارزش حقوق صاحبان سهام
در رویکرد داراییمحور: این عدد مبنای قیمتگذاری سهام است، نه ارزش بازار.
مرحله سوم: محاسبه ارزش ذاتی هر سهم
این عدد نشاندهنده ارزش ذاتی نظری هر سهم است.
تعدیلات ضروری برای قیمتگذاری واقعی سهام
در عمل، قیمتگذاری سهام نیازمند اعمال تعدیلات زیر است:
تعدیل نقدشوندگی (Liquidity Discount)
اگر سهم:
- غیر بورسی باشد
- یا معاملات محدودی داشته باشد
کسر ۱۰٪ تا ۳۰٪ از ارزش ذاتی
تعدیل کنترل (Control Premium / Minority Discount)
- سهام مدیریتی → صرف کنترل
- سهام خرد → کسر حق کنترل
معمولاً بین ۵٪ تا ۲۵٪
تعدیل ریسک شرکت
ریسکها
- عملیاتی
- حقوقی
- مقرراتی
- وابستگی به برند یا مدیران کلیدی
تعدیل شرایط بازار
- شرایط رکودی یا هیجانی بازار
- محدودیتهای قانونی یا معاملاتی
این عامل تفاوت بین ارزش ذاتی و قیمت بازار را توضیح میدهد.
ارتباط قیمتگذاری داراییمحور با بازار سرمایه
| حالت |
تفسیر |
| قیمت بازار < ارزش ذاتی |
سهم ارزنده (Undervalued) |
| قیمت بازار > ارزش ذاتی |
سهم بیشارزشگذاری شده |
| برابری نسبی |
تعادل بازا |

نکته مهم
رویکرد داراییمحور کف قیمتی سهام را مشخص میکند، اما سقف قیمتی معمولاً توسط رویکرد درآمدی تعیین میشود.
داراییهای مشهود و نقش آنها در ارزشگذاری سهام
داراییهای مشهود شامل داراییهایی با ماهیت فیزیکی و قابل اندازهگیری هستند که مبنای اولیه ارزش شرکت را تشکیل میدهند، از جمله:
- زمین و ساختمان
- ماشینآلات و تجهیزات
- موجودی کالا
- وجه نقد و سرمایهگذاریها
در ارزشگذاری سهام، داراییهای مشهود معمولاً بر اساس ارزش منصفانه (نه ارزش دفتری تاریخی) اندازهگیری میشوند تا تصویر واقعیتری از توان اقتصادی شرکت ارائه گردد.
داراییهای نامشهود در ارزشگذاری سهام
داراییهای نامشهود فاقد ماهیت فیزیکی بوده اما منافع اقتصادی آتی ایجاد میکنند. مهمترین آنها عبارتاند از:
- علائم تجاری و برند
- دانش فنی و فناوری
- روابط با مشتریان
- نرمافزارها و مجوزها
این داراییها در صورتی که قابل شناسایی و تفکیکپذیر باشند، بهطور مستقل در ارزش شرکت و متعاقباً ارزش سهام لحاظ میشوند.
سرقفلی و تأثیر آن بر ارزش سهام
سرقفلی بیانگر ارزش افزودهای است که ناشی از عواملی فراتر از داراییهای قابل شناسایی میباشد، مانند:
- شهرت تجاری
- کیفیت مدیریت
- مزیت رقابتی پایدار
- همافزایی عملیاتی
سرقفلی زمانی در ارزشگذاری سهام ظاهر میشود که ارزش اقتصادی شرکت بیش از مجموع ارزش منصفانه داراییهای مشهود و نامشهود قابل شناسایی باشد.
برند بهعنوان عامل کلیدی ارزش سهام
برند یکی از مهمترین داراییهای نامشهود است که میتواند:
- قدرت قیمتگذاری شرکت را افزایش دهد
- وفاداری مشتریان را تقویت کند
- ریسک جریانهای نقدی را کاهش دهد
ارزش برند معمولاً با رویکرد درآمدی (مانند روش حقالامتیاز فرضی) برآورد شده و به ارزش حقوق صاحبان سهام اضافه میشود.
فرآیند ارزشگذاری سهام بر مبنای داراییها
- مرحله ۱: تعیین ارزش منصفانه داراییها
- مرحله ۲: کسر بدهیها
- مرحله ۳: لحاظ سرقفلی در صورت وجود مازاد ارزش اقتصادی
- مرحله ۴: محاسبه ارزش ذاتی هر سهم
تعدیلات ضروری در ارزشگذاری سهام
برای دستیابی به ارزش منصفانه سهام، اعمال تعدیلات زیر ضروری است:
- تعدیل نقدشوندگی سهام
- تعدیل ریسک شرکت
- تعدیل کنترل (سهام مدیریتی یا خرد)
- شرایط کلی بازار سرمایه
جایگاه رویکرد داراییمحور در ارزشگذاری سهام
رویکرد داراییمحور:
- کف قیمتی سهام را مشخص میکند
- در شرکتهای داراییمحور کاربرد بیشتری دارد
- مکمل رویکرد درآمدی و بازارمحور است
نتیجهگیری
- یافتهها نشان میدهد که ارزشگذاری سهام شرکتها بدون توجه به داراییهای نامشهود، بهویژه سرقفلی و برند، تصویری ناقص از ارزش واقعی سهام ارائه میدهد. داراییهای مشهود مبنای اولیه ارزش سهام را تشکیل میدهند، اما داراییهای نامشهود نقش تعیینکنندهای در تبیین شکاف میان ارزش دفتری و ارزش بازار سهام دارند. از این رو، استفاده از رویکردی ترکیبی در ارزشگذاری سهام، واقعبینانهترین برآورد از ارزش ذاتی سهام را فراهم میکند.
- نتایج این بررسی نشان میدهد که ارزشگذاری سهام شرکتها بدون توجه به داراییهای نامشهود، بهویژه سرقفلی و برند، ناقص خواهد بود. داراییهای مشهود مبنای ارزش سهام را فراهم میکنند، در حالی که داراییهای نامشهود نقش تعیینکنندهای در ایجاد فاصله میان ارزش دفتری و ارزش بازار دارند. استفاده از رویکردی ترکیبی، واقعبینانهترین برآورد از ارزش ذاتی سهام را ارائه میدهد. ارزشگذاری داراییمحور حداقل ارزش سهام را تعیین میکند، اما ارزش نهایی سهام در بازار تحت تأثیر داراییهای نامشهود و انتظارات سرمایهگذاران شکل میگیرد.